تبليغاتX
بزار خيال كنم منم اوني كه بودنش بسه فارسی ساز

 

******************

 

بزار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي

هنوز هوامو داري و هنوز صدامو ميشنوي

بزار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم

اگه تمومه قصمون هنوز ترانه سازتم

بزار خيال كنم هنوز پر از تب و تاب مني

روزا به فكر ديدنم شبا پر از خواب مني

بزار خيال كنم تو دلتنگي هات غروب كه ميشه ياد من ميفتي

تويي كه قصه ي طلوع عشقو گفتي و دوست دارم و نگفتي

بزار خيال كنم منم اون كه دلت تنگه براش

اوني كه وقتي تنهايي پر ميشي از خاطره هاش

اون كه هنوز دوسش داري اون كه هنوز هم نفسه

بزار خيال كنم منم اوني كه بودنش بسه

دوباره فال حافظ و دوباره توي فالمي

بزار خيال كنم بزار اگر چه بي خيالمي

 

******************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 6 تیر1388 و ساعت 0:33 قبل از ظهر |

 

***************************

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو، کاشکی میشد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم، بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تورویاهام جشن تولد بگیرم، از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون، چراغونی جشنمون ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم، هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهاتو فوت بکنی منم ستاره بیارم، اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستارههاش دریا و موج و ماهیاش، بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک، بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

فقط میخوان بهت بگن تولدت مبارک

***************************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در پنجشنبه 4 مهر1387 و ساعت 2:43 قبل از ظهر |

                            

چيكار كنم دوسم نداشته باشي، چيكار كنم بري ازم جدا شي

 چيكار كنم بهونت رو نگيرم، چيكار كنم بدون تو نميرم

 وقتي به هم نمي رسيم چه فايده، چه فايده هي اين در و اون در زدن

 تا اومديم به خودمون بجنبيم، باسنگ زدن بالمون و شكستن

 حرف واسه گفتن تو دلم زياده اما ديگه حوصله اي نمونده

 من و تو و اين عشق بي اراده، داغي كه قلباي ما رو سوزونده

 

 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در چهارشنبه 13 شهریور1387 و ساعت 1:36 قبل از ظهر |

 

 من يه شب سرد با دلي پر درد، خسته و تنها، گريون بي صدا

  دلم گرفته از رفتن يار، همدم من شده صداي گيتار

 از وقتي رفتي دلو شكستي، فكر نمي كردم با كسي هستي

 نامردي كردي تو خيلي پستي، رفتي عهد بينمونو شكستي

 چي كم گذاشتم ازعشقي كه داشتم، جز عشق تو دلت هيچي نكاشتم

 بگو چرا تو رفتي منو تنها گذاشتي، حسرت عشقو تو دلم گذاشتي

 رفتي و خوب مي دونم بايد تنها بمونم، تو خودت مي دونستي قدرت رو مي دونستم

 رفتي دلم و سوزوندي، غمتو تو دلم نشوندي، پشيمون مي شي كه با من نموندي

 يادمه گفتي تو مال مني، ديگه هيچ وقت ازم تو دل نمي كني

 ولي بازم تو رفتي با يكي ديگه،آخه دوست داشتني كه مي گفتي اينه

 

 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در یکشنبه 10 شهریور1387 و ساعت 4:27 بعد از ظهر |

 

حالا كه مي خواي بري نمي خواد بهم بگي عاشقمي يا منو خيلي دوسم داري

 واسه ي نبودنم خدا خدا نكن وقتي كه رفتي از پيشم پشتتم نگاه نكن

 حالا كه دوسم نداشتي تو بزار برو

  برو نمي خواد به پاي من بسوزي و بسازي ، برو كه نمي خواد كه واسه من عشقتو ببازي

                                                 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در پنجشنبه 7 شهریور1387 و ساعت 2:10 قبل از ظهر |

 

******************

 

نمياد اوني كه دلم مي خواد ، نمياد اوني كه رفته به باد

 

نمياد اوني كه عمر منه ، نمياد اوني كه دل مي كنه

 

دوباره دلم مي خواد ببينمش ، سرم و روي شونش بگذارم

 

از چشام قطره ي اشكي نمياد ، نكنه ديگه دوسش ندارم

 

شعر من زمزمه ي يه خواهشه  ، آرزو ديدنه روي ماهشه

 

ميون غربت اين فاصله ها ، قلب من هميشه چشم به راهشه

 

كاش ميشد عشقم و باور بكنه ، اوني كه من و هرگز نمي خواد

 

نمياد تموم عمرم نمياد ، نمياد ديگه هيچ وقت نمياد

 

******************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 3:48 بعد از ظهر |

 

 

******************

 

قلب مني ، جون مني، عمر مني

 

هستي من، همه كس من، عشق مني

 

نميگذارم كه حسودا بدزدنت

 

مگه ميشه بي تو باشم نفس مني

 

******************

 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 11 مرداد1387 و ساعت 0:58 قبل از ظهر |

 

 

******************

 

آروم آروم دارم از يادت ميرم عشق من كاري كن

 

دارم از دست ميرم من هنوز حاضرم واسه تو بميرم آخه به عشقت اسيرم

 

كاش مي شد يه دفعه فقط يه دفعه بگي دوستم داري

 

ازت چي كم ميشه سرت و رو شونم حس كنم يه دفعه

 

******************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 11 مرداد1387 و ساعت 0:51 قبل از ظهر |

 

******************

 

نمي دونم كه چي شد يهو شدي عزيزم

 

تا به خودم اومدم ديدم برات مي ميرم

 

حالا كه عاشقت شدم پشتم و خالي مي كني

 

رفتي حالا حق دل و از كي بايد بگيرم

 

حالا كه ديوونتم تنهام ميذاري اينه رسمش

 

حالا كه زندگيمي تنهام ميذاري اينه رسمش

 

مگه نا مسلموني خدا نداري اينه رسمش

 

يكمي كه فكر كني ميبيني جز من كسي نداري اينه رسمش

 

******************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 11 مرداد1387 و ساعت 0:39 قبل از ظهر |

 

 

*******************

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو براش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

میسوزونه گاهی قلب و طعم تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

 

*******************

خيلي بي وفايي

 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در پنجشنبه 27 تیر1387 و ساعت 1:18 قبل از ظهر |

 

امروز روز تولدمه، خیلی خوشحالم

دیگه نمی خوام به غم هام فکر کنم، می خوام ناراحتی هام رو دور بریزم

می خوام از بدی ها دور باشم، شاد باشم

قراره که خوشبختی بهم روی بیاره، می خوام یه تولد دو باره داشته باشم

می خوام به خودم توجه کنم، خودم رو دوست داشته باشم

می دونم خدا دوستم داره و من و به همه ی آرزو هام می رسونه

خوشبختیم رو از خدا هدیه می خوام، رسیدن به تمامی آرزوهام رو از خدا هدیه می خوام

و ایمان دارم که از من دریغ نمی کنه

 

                    با تمام وجودم فریاد می زنم خدا جونم دوست دارم

                        و بهترین ها رو برای خودم آرزو می کنم

 

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 1 تیر1387 و ساعت 1:23 قبل از ظهر |

 

**************

 

قسمت نشد تا در کنارهم بمانیم

قسمت نشد تا درهوای هم بمیریم

تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد

ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را

در خلوت معصوم چشمانت بخوانم

صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب

با گریه در چشمان گریانت بخوانم

آیینه ام چین خورده از رنگ جدایی

از تو سرودن یعنی، فصل آشنایی

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی

بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از تو ای عاشق ترین هر کوچه خواهد

همچون صدف از نام تو گوهر بگیرد

 

**************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 11:54 قبل از ظهر |

 

*******************

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو براش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

میسوزونه گاهی قلب و طعم تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

 

*******************

 

 

+ نوشته شده توسط سمیه در چهارشنبه 28 فروردین1387 و ساعت 0:5 قبل از ظهر |

 

***************************

 

چرا وقتی که آدم تنها می شه، غم و غصه اش قد یه دنیا می شه

 

می ره یه گوشه ی پنهون می شینه، اون جا رو مثل یه زندون می بینه

 

غم تنهایی اسیرت می کنه، تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

 

وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه، غم میاد یواش یواش خونه دل سر می زنه

 

یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار، توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار

 

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه، دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه

 

***************************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 1:26 قبل از ظهر |

 

****************

 

دارم از غصه می میرم، دیگه از تنهایی سیرم

 

همه روزم شده تکرار، همیشه خسته و بیمار

 

دلم از دو رنگی خونه، زندگیم مثل زندونه

 

همه چیز برام سواله، واسه من خوشی محاله

 

عمری با عشق و محبت، دل سپردم به رفاقت

 

جوونیم حروم شد و رفت، زندگیم تموم شد و رفت

 

دیگه عشقم واسه من معنی تازه نداره

 

توی آسمون عشقم غم و تنهایی می باره

 

****************

 

+ نوشته شده توسط سمیه در دوشنبه 17 دی1386 و ساعت 0:56 قبل از ظهر |